از طرف خاله فهیمه
جای پسر خاله های محمد صدرا خالی...
دیشب واسه شام اینا رو مخلوط کردم و تفت دادم:

اینجوری..بترتیب پخت:

و شد این...

از اونور هم سوپ خوشمزه شما در حال آماده شدن بود

البته من به غذاها زیاد رب نمیزنم..زعفرون زدم
اینا همش چند دقیقه طول نکشید. cd تراشه رو برات گذاشتمو و کمی دراز کشیدم و چرتم برد. اما 20 بار اومدی و گفتی مانی دوست دارم نخواب... و دیدی فایده ای نداره گفتی آب میخوام ، سیب میخوام و... تا پاشم ازجام..من هم بی خیال شدم و رفتم تو آشپزخونه.. ..از بس گشنه بودیم شامو چیدم و این هم از خوراک و سوپ:


لابد الان میگید اینا چقدر گشنه ان...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


از طرف خاله فهیمه
